السيد الطباطبائي

534

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

2 - رزق به معنى تشريعى : اين نيز بر دو نوع است : الف : رزق به معنى چيزى كه انسان به آن نيازمند است و آن را از طريق حلال به دست آورد : به اين نيز « رزق الله » گفته مىشود . ب : رزق به معنى چيزى كه انسان به آن نيازمند است و آن را از طريق حرام به دست آورد : اين « رزق الله » ناميده نمى شود . اما باز معلوم نيست كه مرحوم طباطبائى چرا بحث را به تكوين و تشريع كشانيده . زيرا در اين جا نيز هيچ بحثى به محور تشريع ، نيست و پرسش اين نيست كه آيا رزق حرام در ادبيات قرآن و سنّت ، رزق الله ناميده مىشود يا نه . مرحوم مجلسى ، باب قضا و قدر را به پايان برده و در اين جا در باب عدل و معاد ، تحت عنوان « كتاب العدل و المعاد » بحث مىكند . و پرسش اين است : اولًا آيا تحصيل رزق كه فعلى از افعال است ، كار خدا است يا كار بنده ؟ - ؟ و در ثانى : اگر تحصيل رزق كار خدا باشد ، تحصيل رزق حرام نيز كار خدا است ؟ مطابق مبناى اشعرى هر دو رزق ، كار خدا است . و مطابق مبناى معتزله هر دو ، كار و فعل خود انسان است . و مطابق مبناى شيعه هر دو كار امر بين امرينى است . و لذا مجلسى ( در صفحه 151 ) مى گويد « مضت في القضاء و القدر » . و چون بينش معتزلى و شيعه با اين كه فرق اساسى دارند ، هر دو در اين نكته به نتيج واحد مى رسند ، به هر دو « عدليّه » مى گويند . و چون ابوالحسن اشعرى نبيانگذار اشعريّه ، با اين هر دو ، مخالف است و در آغاز باصطلاح نهضت خود ، در مسجد جامع بصره به بالاى كرسى رفت و با صداى بلند به مردم اعلام كرد كه از اعتقاد به « عدل خدا » توبه مىكند « 1 » .

--> ( 1 ) - دائرة المعارف ، فريد وجدى ، ج 5 ذيل عنوان اشعرى .